ميرزا شمس بخارايى
167
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
نويد خرسندى اين مقدمهء سراسر سرور را شاهزادهء صاحب قران به والد خود عرضه داشت . در همين مورد به فرمودهء والد خود مقدار دو لشكر نامور را از درون لشكر بخارا جدا كرده به طريقهء ايلغر به سوى سمرقند روانه نموده و خود به همراهى امراى ذوى الاقتدار به جانب بخاراى شريف مراجعت فرموده ، آمده به ديدار پر انوار پدر خود فايض و مشرف گرديد . خلاصهء كلام اينكه به سبب فساد جماعهء مفسدان تا به انقضاى پنج سال هرج و مرج به ولايت سمرقند و به ساير قصبات ميانكال به يك منوال مىبود . و نيز در اثناى اين حادثه محمّد رحيم اورگنجى عرق دشمنى خود را در حركت آورده ، اطراف ولايت محروسه را آنا فآنا تاخت و تاراج نمود ، فقراى تومانات را مع متوطنان لب آبى به تنگ آورده بود ، و جماعهء قرق يوز نيز از جانب اوراتپه و ديزق ، و جماعهء كنگسيهء مفسد شهر سبزى اينها نيز دشمنى جبلّى خودها را اظهار نموده از هر جانب تاز باز مىنمودند . بعد از آنى كه مدّت فتنهء فساد ، و عداوت ايلاتيه به طول انجاميده از بدكردارى خودها به مطلبى نرسيدند ، فى سنهء 1245 ه . ق ، بود كه اولا مرتبه جماعهء ميتن و قراقلپاق ، طريقهء ايلى و انقياد را پيشنهاد خاطر خودها گردانيده ، از صميم قلب معذرت خواهى نموده ، كلان و خورد اين هر دو جماعه به سر و گردن غلطيده از كرده و كردار خودها استغفار نمودند . شهنشاه مرحمت دستگاه از خطاهاى گذشتهء اينها در گذشته ، همه را قلم بر جرايد خطا كارى اينها در كشيد . و نيز سر منشأ صاحب نفاق جماعهء خطاى قبچاق در اين مدّت پنج سال كه از كثرت محاصرهء قبل بسيار به تنگ آمده ، نانى به جانى در ميان آنها موجود نمىشد ، آنها نيز از بد افعالى خودها پشيمان گرديده ، چندى از علماى شريعت شعار و مشايخ كبار را از وجه مصالحه ميانجى كرده ، به پادشاه عالم پناه عذر خواهى نمودند . حضرت امير شفقت پناه همه را به مراحم خسروانى سرافرازى بخشيده نوازش فرمود » . ظفرنامهء خسروى - 4 تا - 7 .